سلطان محمد مطربي سمرقندي
303
تذكرة الشعراء ( فارسي )
[ 78 ] [ دوست نيگى ] [ سدهء دهم هجرى / شانزدهم ميلادى ] دوست ، به « ملّا دوست نيگى » شهرت دارد . تولّد در ولايت حصار ، نموده . مردى زاهد و پاكيزهمشرب است . پيوسته سربهگريبان تخيل فروبرده ، در درك اسرار معانى مىكوشد و سفينهء دل را خلعت خيال مىپوشد . اشعارش نيكو و گفتارش دلجوست . اين مطلع از سخنان شيرين اوست : مطلع : گرد شكّرستانت ، خال چيست مىدانى ؟ * هندويى است بنشسته ، از پى شكربانى [ « 79 » ] داعى اندجانى [ سدهء يازدهم هجرى / هفدهم ميلادى ] داعى اندجانى ، مردى فاضل بود و در گفتن اشعار كامل مىنمود . در بخارا در مدرسهء مير عرب ، حجرهاى داشت ؛ آخر الامر به جهت سعى بعضى از اقربا ، تأهّل نمود و به واسطهء ناسازى و نشوز زن ، بگريخت و به جانب هندوستان رفته ، در گجرات متوطّن گرديد و اين بيت مشهور از اوست :
--> ( 79 ) . داعى انديجانى ، شاعر تاجيك سدهء يازدهم هجرى ، كه در انديجان پا به گيتى نهاد و براى فراگيرى علوم به بخارا رفت و در مدرسهء مير عرب دانش آموخت و پس از آن به خدمت دربار درآمد و سپس رهسپار گجرات هندوستان شد و در همان ديار درگذشت : دائرة المعارف ادبيات و صنعت تاجيك ، 1 / 409 ؛ دانشنامهء ادب فارسى در آسياى مركزى ، 1 / 377 ؛ تذكرة الشعراى جهانگير ، ص 30 ، 67 ؛ طبقات اكبرى ، 2 / 514 ؛ فرهنگ سخنوران ، 1 / 328 ؛ تحفة الاحباب سليمى ، ص 309 ؛ مجمع الشعراى جهانگير شاهى ، ص 78 - 79 و 253 .